Sherhaُُ

-شعر-ترانه Sher -taraneh

شعری درباره نوروز از سعدی شیرازی .برخیز که باد صبح نوروز

برخیز که می‌رود زمستان

بگشای در سرای بستان


نارنج و بنفشه بر طبق نه

منقل بگذار در شبستان

 
وین پرده بگوی تا به یک بار

زحمت ببرد ز پیش ایوان

 
برخیز که باد صبح نوروز

در باغچه می‌کند گل افشان

 
خاموشی بلبلان مشتاق

در موسم گل ندارد امکان

 
آواز دهل نهان نماند

در زیر گلیم عشق پنهان

 
بوی گل بامداد نوروز

و آواز خوش هزاردستان

 
بس جامه فروختست و دستار

بس خانه که سوختست و دکان

 
ما را سر دوست بر کنارست

آنک سر دشمنان و سندان

 
چشمی که به دوست برکند دوست

بر هم ننهد ز تیرباران

 
سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان



شیخ‌ مشرف‌الدین‌ ابن‌ مصلح‌ بن‌ عبدا   شیرازی‌ موسوم‌ به‌ شیخ‌ سعدی‌ ‌

بین‌ سالهای‌ 600 تا 610 ه. ق‌ در شهر شیراز به‌ دنیا آمده‌ است‌. سعدی‌ در 12 سالگی‌ پدرش‌ را از دست‌ داد و با سرپرستی‌ مادرش‌ تحصیلات‌ خود را ادامه‌ داد. استاد در سال‌ 621ه.ق رهسپار بغداد كه‌ مركز علمی‌ و ادبی‌ بزرگ‌ آن‌ روز جهان‌ اسلام‌ بود گشت‌

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 20:57  توسط shaereh   |